تبلیغات
#شقا_طوری - مطالب تیر 1394





#شقا_طوری

خزعبل نوشت هاى بى سر و ته ، با چاشنى جنون

من خوشحااالم !!!





[ سه شنبه 30 تیر 1394 ] [ 13:41 ] [ شقا ] نظرات

آهنگایی رو که تو دوران مدرسه باهاشون تو کلاس کنسرت اجرا میکردی، شب پلی میکردی باهاشون میخوابیدی، صبح پلی میکردی باهاشون بیدار میشدی، بعد از ظهر پلی میکردی دوباره باهاشون میخوابیدی، تو ماشین پلی میکردی باهاشون جیغ مامان باباتو درمیاوردی "چرا این فلشت همش زانیاره؟ :|" "صداى اون گوشیتو كم كن :|"...، صبح تا شب پلی میکردی باهاشون جفتک مینداختی، صبح تا شب پلی میکردی باهاشون وبگردی میکردی، و کلا پلی میکردی :| 
این آهنگا رونزدیک دو ساعت چشم تو چشم خواننده در حالی که سه ردیف بیشتر باهاش فاصله نداری، از اول تا آخر جووووری باهاش همخونی کنی که وسطای کنسرت حس کنی تارای صوتیت دیگه توانایی ایجاد هیچ نوع صدایی رو ندارن! حتی در حد پخ :| و اگه یه بار دیگه دست بزنی، پوست دستت از هم شکافته میشه :|

من حاضرم به تک تک موهای سرم و مژه هام سوگند بخورم حداقل تا بیست سال آینده هییییچ لذتی نمیتونه واسم با این برابری کنه :|
و هیچ شبی نمیتونه به این راحتی در جایگاه دیشب قرار بگیره، به عنوان #بهترین_شب_عمرم
:|
و حسرت تکرار هیییچ لحظه ای نمیتونه اونقدر قوی باشه که درست 24 ساعت بعد از رخ دادنش مث نی نی کوچولوها بزنم زیر گریه و به فین فین بیفتم :|



#عشششششقم_بیا_جلوی_چششششششمم :|








[ دوشنبه 29 تیر 1394 ] [ 19:45 ] [ شقا ] نظرات

+ من اعتراف میكنم كه ما دخترا با وجود عواطف و محبت بى نهایت و ظرافت ها و زیبایى ها و شیرینى ها و دنیاى رنگى رنگى جذابمون، دوستى هاى عمیق و خواهرانه و ناگسستنیمون، از خودگذشتگى هامون، مهربونى هامون، .... 
پوست همدیگه رو میكنیم وقتى بخوایم یه كارى رو با همدیگه انجام بدیم! 

جاتون خالى الان یه هفته س دارم بلیت كنسرت میخرم! 
و همچنان دعوت به صبر میشم! 
یه گله نیستیم ها! همش چهار نفریم!

حالا شما همینو نوكشو بگیر برو جلو و افق هاى وسیع ترى رو تصور كن! 





حالا اینا رو بیخیال! خوشگل كشیدم زانیارو؟!















+ آدم گاهى میتونه برگرده به گذشته و گذشته رو ببینه و بخونه و لمس كنه و بو كنه و یا حتى سرسرى و گذرى نگاه كنه و دو دستى بكوبه تو سر خودش! 

و خوشبختانه گذشته ى "اینجا" قابلیت تغییر وضعیت از "عمومى" به "خصوصى" رو داره، تا اندكى از شدت ضربه اى كه آدم میكوبه تو سر خودش، كمتر بشه!

و من امروز با بخشى از آرشیوم، بنا به صلاحدید خودم، این كارو انجام دادم! از "عمومى" به "خصوصى"!
در جریان باشید خلاصه! 


[ چهارشنبه 24 تیر 1394 ] [ 14:02 ] [ شقا ] نظرات

بعد از گذشت سه هفته از کنکور ، با قاطعیت میگم
هیچ دردی نمیتونه خوشی ناشی از حس رهایی بعد از کنکورو کمرنگ کنه!
:|
و از این بابت خوشحالم!
:|







+ بی ربط نوشت : گاهی اوقات زبون انگلیسی حق مطلبو خییییلی بهتر ادا میکنه! گاهی اوقات حتی از فارسی فکر کردن عاجزم :|
کاش میشد هر وقت دلم میخواد وسط محاورات روزانه ام انگلیسی بپرونم، بدون اینکه فکر کنن دیوونه شدم :|


+ البته حقیقت اینه که دیوونه شدم.



+ واااااو. چرا نوشتن انقدر سخت شده؟ :|


[ چهارشنبه 10 تیر 1394 ] [ 11:59 ] [ شقا ] نظرات

بعضی وقتا کاملا به نظر بی اهمیت میاد. حتی به تصورش میخندم گاهی! اصلا میگم بهتر! اینجوری راحت ترم/ریم/رند!

گاهی کلاً "فیلینگ ناتینگ" :|

بات سام تایمز ، ایت میکس می کرای هاردلی :|


+ این فکت ، ایتس کیلینگ می اسلولی :/






+ هدف از خلقت من این بوده که یه موجود چند شخصیتی با یه روح ناهمگن 237 فازی باشم :/
با این وعضیت اگه خردادی نبودم به شعور خالقم توهین میشد قطعا :|


+ بی ربط نوشت ۱ : با کسی که اغلب جواب pv نمیده درد دل نکنید.

+ بی ربط نوشت ۲ : آلبالوی ترش و گیلاس شیرینو با هم نخورید. آلبالوهه مظلوم واقع میشه :/


[ دوشنبه 1 تیر 1394 ] [ 02:44 ] [ شقا ] نظرات



      قالب ساز آنلاین