تبلیغات
#شقا_طوری - این داستان : كودك خبیــــث :))))





#شقا_طوری

خزعبل نوشت هاى بى سر و ته ، با چاشنى جنون

تقریباً پنج شیش سالم بود (شایدم بیشتر یا كمتر حالا! :دى)، اون موقع هایى كه هنوز نوار ویدئویى منسوخ نشده بود، مامانم همش یه ویدئو واسم میذاشت از یه كنسرت ریكى مارتین، بعد از كنسرت یه صحنه نشون میداد چند تا بچه دور هم جمع شده بودن میخندیدن. حالا جزئیاتش یادم نیست، مهمم نیست :دى
من علاقه ى عجیبى به این ویدئو داشتم. هر وقت حوصله م سر میرفت میگفتم مامان این ویدئو رو بذار من میخوام بچه ها رو ببینم!
مامانمم فكر میكرد من به خاطر وجود اون بچه ها انقدر علاقه دارم ببینمش! فكر میكرد عاشق بچه هام!



در حالى كه مث چــــى دروغ میگفتم! :دى



من عاشق ریكى مارتین بودم! :| :)))))








[ جمعه 29 خرداد 1394 ] [ 13:32 ] [ شقا ] نظرات



      قالب ساز آنلاین